نگاهی به نمایش "خنکای ختم خاطره " 1-فارغ از هر گونه نگاه سلبی یا ایجابی که می توان به پدیده جنگ داشت نمی توان جنگ را پدیده ای مختص به زمانی که در آن جنگ می باشد ،دانست.جنگ به واسطه ذات و کارکردش پیامدهای و تبعات فراوانی در حوزه های خیلی گوناگون و متفاوتی را دارد.این تاثیر حتی به زمان خاصی محدود نمی شود.این زمان بسیار کش می آید و طولانی خواهد بود.تاثیرات در حوزه هایی از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا سلامتی و سیاست..تاثیراتی که تنها نسل درگیر جنگ را درگیر نمی کند و وسعتی به نسل و نسل های بعد و حتی ناخودآگاخه جمعی و فردی قوم ها و ملت های درگیر جنگ را خواهد داشت. 2-جنگ هشت ساله ایران و عراق که نام رسمی دفاع مقدس به خود گرفته از این قاعده مستثنا نیست.این جنگ علاوه بر مسائل خاص خودش ،مشکلات و ویژگی هایی که به تبع جنگ بودنش به طرفین تحمیل کرد ،در ایران ادبیات خاص خودش را نیز آفرید.واژه هایی چون شهید و جبهه و ...با بار عاطفی ای که از این جنگ گرفته بودن معنا و مفهوم تازه ای پیدا کردند. اگر چه ابعاد این جنگ بسیار گسترده بود و تلاش بسیاری شد که حضور و انعکاس و جلوه ی زیادی در آثار هنری پیدا کند اما عملا روایت های هنری از این واقعه تنها از یک منظر خلاصه شد یا به بیان بهتر این که صداها و نگاه های متفاوتی به این پدیده چندان هم وزن و هم سنگ نبودند.بیشتر انعکاس ها بازتاب رسمی و حکومتی از این واقعه بودند.اگر چه در حوزه هایی مثل ادبیات داستانی آثار درخشانی و متفاوتی مانند داستان یک شهر احمد محمود،دل دلدادگی شهریار مندنی پور یا عقرب روی پله های راه آهن ...حسین مرتضاییان آبکنار ...نیز پدید آمد و در سینما نیز افرادی چون حاتمی کیا و ملاقلی پور و تبریزی سعی در گسترش بیان و روایت پدیده جنگ و پیرامونی های آن شدند .ماجرا در حوزه هنرهای تصویری مثل سینما و تئاتر بعدی دیگر یافت .با توجه به برد و وسعت این رسانه سرمایه گذاری و توجه بیشتری به این مقوله خصوصا سینما شد .لیکن با توجه نیاز و ضرورتی که طلب می شد نگاه های متفاوتی و دیگرگونه ای به این پدیده نشد.در حالی که این بستر ،می توانست و می تواند موجب و موجد پدید آمدن بسیاری از آثار درخشان هنری گردد. 3-نمایش خنکای ختم خاطره کاری از نیما دهقان با نوشته حمیدرضا آذرنگ که در تماشاخانه ایرانشهر در حال اجراست،سعی در نگاه و بیان متفاوت از پدیده جنگ و به ویژه بازماندگان جنگ داشته باشد.نمایش به بیان داستان امکان بازگشت به شهیدی به نام یوسف به زمین می پردازد و تلاش هئیت تحقیق بنیاد شهید برای یافتن خانواده ی کسی که یافته اند و تنها نشانه اش اسم کوچکش می باشد.مواجهه ی هئیت اعزامی از بنیاد شهید با خانواده هایی که اسم مفقودالاثرشان "یوسف "می باشد بستر اصلی روایت و نمایش است.خانواده ها طیف گوناگونی از قومیت ها و اقشار را تشکیل می دهند از شهری و ترک گرفته تا کرد و ارمنی... نمایش به شرح تلخی ها و مصیبت های خانواده هایی می پردازد که فرزندانشان را به نوعی در جنگ از دست داده اند.شرح نگاه آدم ها پس از گذشت سال ها به فرزندشان ،به جنگ ،به احتمال بازگشت فرزند مفقودالاثرشان و به این که شهید بودن فرزندانشان را به عنوان یک واقعیت محتوم پذیرفته اند.واقعیتی اگر چه تلخ ولی شاید ضروری.تمامی خانواده ها اگر چه از فقدان پسران شان نالانند و ضربه ها خورده اند ولی انگار پس از سال ها با یاد و خاطره فردی که دیگر آن را شهید پنداشته اند ،دمخور تر و مانوس ترند. خبر بازگشت یا زنده بودن احتمالی فرزند هر خانواده محملی می شود برای سرباز کردن عقده ها و مشکلات فرو خفته ای که سال های سال پس از پایان یافتن تب و تاب جنگ خواه ناخواه به حاشیه رانده و یا فراموش شده اند 4-" خنکای ختم خاطره" ساختاری اپیزودیک دارد .در اپیزود اول شاهد این هستیم که فرشته به شهید بعد از 25 سال اجازه بازگشت به زمین می دهد به شرط آن که هیچ سخنی نگوید.اپیزودهای بعد تلاش افراد بنیاد شهید در پیدا کردن خانواده این یوسف بی نام و نشان را نشان می دهد. انتخاب نام یوسف اگر چه به نوعی کلیشه و نخ نما شده به نظر می رسید و شاید در دم دست ترین مورد،به فیلم بوی پیراهن یوسف ارجاع می داد ولی با توجه به این که یوسف نامی است که در قومیت های گوناگون این سرزمین مورد استفاده است تنها و شاید راه حل نویسنده بوده است. دکور و طراحی صحنه کار بسیار چشم نواز و موثر ست.صحنه ی شیشه ای که در طول روند اجرای نمایش و پس از هر اپیزود توسط خود بازیگران تکمیل می شود و در انتها به لابیرنتی شیشه ای تبدیل می شود که هر یک از بازیگران را در دل خود اسیر دارد.اگر چه این طراحی صحنه بسیار ساده به نظر می رسد اما با رویکردی مدرن نسبت به گسترش جذابیت بصری صحنه کمک می کند و جزیی از بیان تصویری کار می شود. بازی های کار (حداقل در اجرایی که من دیدم) فاقد یکدستی لازم بود.اجراهای درخشان برخی از بازیگران در کنار بازی های معمولی بعضی دیگر به روند یکسان اجرا آسیب رسانده بود. 5-نمایش "خنکای ختم خاطره"اگر چه به سفارش تهیه و اجرا شده بود (به هر حال به نوعی کار سفارشی محسوب می شود) ولی تلاش های قابل زیادی را نموده است که از قالب یک اثر سفارشی بیرون بیاید و اگر چه با یک نمایش خلاق و نوآورانه کامل روبرو نیستم اما لحظات دیدنی و جذابی را برای تماشاگر خود می سازد . |